یک طراح بازی موفق به چه توانایی ھایی نیاز دارد؟| ویکی پدیا فارسی

یک طراح بازی موفق به چه توانایی ھایی نیاز دارد؟


یک طراح بازی موفق به چه توانایی ھایی نیاز دارد؟
به طور مختصر، ھمه توانایی ھای پایین :


انیمیشن: بازی ھای مدرن امروزی پر از کاراکتر ھایی ھستند که باید با انیمیشن زنده
شوند، دانستن محدودیت ھا و توانایی ھای انیمیشن میتواند دریچه ای را برای طراحان
بازی خلاق باز کند که تا به حال در جھان دیده نشده است.
انسان شناسی: شما میخواھید که مخاطبان خود را در محل زندگی خودشان تعلیم
دھید، تلاش برای ترسیم خواسته ھای قلبی و روحی آنان؛ پس بازی شما باید این
تمایلات را برآورده کند.


معماری: شما میخواھید چیزی فراتر از یک ساختمان بسازید، شما می خواھید شھر
ھا و جھان را بسازید، آشنایی با جھان معماری به معنی درک رابطه بین مردم و فضاھا
است که می تواند در خلق مکانھا و جھان ھا بسیار مفید باشد.


جرقه ذھنی: شما نیاز دارید که ایده را با یک ضربه آنی به مغز خود بسازید نه با ھزار بار.
کسب وکار: بازی سازی یک صنعت است و شما میخواھید در نھایت ار این صنعت برای
خود پول سازید، یادگیری علوم کسب وکار باعث می شود تا راحتتر بتوانید بازیھایی را که
رویای تان است بسازید


ارتباط: شما نیاز دارید تا با مخاطبان خود در ھر مکانی که ھستند حرف بزنید و بدانید که
ھم تیمی ھایتان، کاربرانتان ومخاطبانتان چه حس حقیقی را نسبت به شما دارند.
نوشتار خلاقانه: شما نیاز دارید تا کلماتی سراسر داستانی بنویسید، مردمی که در ان
زندگی می کنند و تصمیم برای اینکه چه رویدادی قرار است در این جا بیفتد.


مھندسی: بازی ھای ویدئویی امروزی از تکنولوژی ھای پیچیده استفاده می کنند؛
طراحان بازی مستلزم دانستن محدودیت ھا و قدرت این تکنولوژی ھا ھستند
تاریخ: بسیاری از بازی ھا در مکان ھای تاریخی ساخته می شوند، حتی در محیط ھای
فانتزی، تاریخ میتواند الھام بخشی بسیاری باشد.


مدیریت: در ھر شرایطی یک تیم برای رسیدن به ھدفی در کنار یکدیگر تلاش می کنند
که احتمالاً نیاز به مدیریت دارند. طراحان بازی میتوانند در شرایطی که یک مدیر بد داشته
باشند ھم موفق شوند، یا به صورت پنھان "مدیریت از پایین" برای به اتمام رساندن کار.
ریاضیات: بازی ھا پر از ریاضیات، احتمالات، تحلیل ریسک و سیستم پیچیده امتیازدھی
ھستند. یک طراح بازی متخصص نباید حراسی از کاوش در ریاضیات به صورت وقت به
وقت داشته باشد.


موسیقی: موسیقی زبان روح است؛ بازی شما با مردم ارتباط برقرار میکند و آنھا را تحت
تاثیر قرار میدھد به شرط استفاده از موسیقی خوب.
روانشناسی: ھدف شما این است که مردم را خوشحال کنید ، پس باید بدانید انسان
چگونه فکر می کنند.


سخنرانی عمومی: شما به صورت متداول نیاز دارید تا ایده ھای خود را به ھم گروھی
ھای خود معرفی کنید تا بازخورد آنھا را ببینید و گاھی وقت ھا لازم است تا شما آنھا را
متقاعد کنید که ایده جدید شما را بسازند.


نوشتار فنی: شما نیاز به نوشتن سند طراحی بازی دارید که بسیار پیچیده است، پس
باید در نوشتار فنی حرفه ای باشید.


ھنرھای بصری: بازی ھا مملو از اجزای گرافیکی ھستند، شما باید به زبان گرافیکی
مسلط باشید تا احساس خوبی را منتقل کنید.
والبته این توانایی ھا بیشتر از این است؛ اینطور نیست؟ چه کسی میتواند در این تخصص ھا
خبره باشد؟ واقعیت این است که ھیچ کس. اما بسیاری از این توانایی ھا با ھم کار میکنند.
این یکی دیگر از دلایلی است که طراح بازی باید در امید و ترس باشد. اما بدانید توانایی ای
ھست که ھمه را پوشش میدھد.


مھمترین توانایی

ھمه ویژگی ھای تاثیرگذار بالا، ھم دور و ھم نزدیک به مھمترین توانایی ھا ھستند. خیلی از
مردم فکر می کنند که "خلاقیت" مھمترین ویژگی است اما این ویژگی شاید در رده دوم باشد،
برخی می گویند از آنجایی که طراحی بازی در مورد تصمیم گیری است پس "فکر در شرایط
بحرانی" یا "منطق" مھمترین توانایی ھا ھستند، این توانایی ھا مھم ھستند اما نه به عنوان
مھمترین.
برخی می گویند "ارتباط" چرا که دریچه ای برای شروع کار است.
"گوش دادن".
مھمترین توانایی برای یک طراح بازی گوش دادن است، طراح بازی باید به چیزھای بسیار
زیادی گوش فرا دھد که در پنج گروه قابل دسته بندی است: تیم، مخاطب، بازی، مشتری و
خود. شاید با خود بگویید غیر منطقی است؛ آیا اصلاً گوش دادن یک توانایی محسوب می
شود؟ گوش دادن چه طور می تواند به ما کمک کند؟
گوش دادن، البته منظور از گوش دادن این نیست که بشنوید چه چیزی گفته می شود. منظور
گوش دادن عمیق است، سرتاپا گوش دادن.
برای مثال، شما سر کار ھستید و دوست خود رضا را میبینید.
شما می گویید: "سلام رضا، حالت خوبه؟"
رضا سرش را پایین می اندازد، اخمی می کند و تنش را به سمت پایین خم می کند ، بدون
اینکه در چشم شما نگاه کند، آھسته می گوید: "خوبم فکر می کنم"، سپس خودش را جمع
می کند و یک نفس عمیق می کشد و مصمم در چشمان شما نگاه می کند و با صدای رساتر
می گوید: "آه البته که خوبم، شما حالت خوبه؟"
خب پس حال رضا چه طور است؟ گفت که "خوبم"، عالیه، حال رضا خوب است. اگر شما
سطحی بشنوید این نتیجه را می گیرید. اما اگر عمیق تر بشنوید، توجه بیشتری را در "زبان
بدن" رضا صرف کنید، در عباراتی که صورت او به شما گفت زیرک باشید، تن صدا و حرکات او؛
شما ممکن است چیزی بسیار متفاوت بشنوید، چیزی شبیه به این:
"در حقیقت من اصلاً خوب نیستم، من یک سری مشکلات دارم و فکر می کنم که می توانم
آنھا را با تو در میان بگذارم اما من این کار را نمیکنم تا زمانی که تو نوعی تعھد به من بدھی که
واقعاً نسبت به مشکلاتی که دارم نگرانی، چرا که این یک مساله شخصی است. اگه تو
نمیخوای که درگیر این مسئله بشی، از آنجا که من نمی خواھم تو به دردسر بیفتی، من فقط
وانمود میکنم که ھمه چیز رو به راه است. "
ھمه حرف ھا و جملات بالا درست از "من خوبم" رضا نتیجه گیری شد. اگر شما ھم عمیق تر
بشنوید این جملات را به واضحی صدای یک زنگ می شنودی و برای شما به روشنی یک روز
است. این نوع شنیدن چیزی است که طراح بازی باید خود را متعھد به آن کند. روز و شب و در
ھر تصمیمی که می گیرد.

شما باید در آن واحد لیستی از چیز ھایی که می شنوید را در ذھن خود بسازید.
عمیق شنیدن یکی از راه ھای فھم حقیقت است، شما باید ھر کاری که یک بچه انجام می
دھد را انجام دھید، بدون خودبینی نسبت به چیزی، ھمه چیز را مراعات کنید و مثل ھرمن
ھسه بشنوید:
ھرمن ھسه:
"بشنوید با قلبی آرام، با صبر و با روح آزاد
بدون تعصب، بدون خواسته، بدون قضاوت و بدون ملامت."
بیل گیتس:
ناراضی ترین مشتریان شما، بھترین راه یادگیری شما ھستند.
بیل گیتس در مورد چه چیزی حرف می زند؟ مشتری ناراضی کسی است که می گوید "ای
کاش!"
ای کاش ھا بھترین راه اختراع و ابداع ھستند. قبل اختراع تلفن ھمراه، "ای کاش می توانستیم
تلفن خود را ھر جا که می خواھیم ببریم"، "ای کاش کامپیوتر ھا قابل حمل می شدند"و.....
در مورد بازی:
"ای کاش بازی شما قابلیت بازی چند نفره را داشت"__"ای کاش بازی شما کمی سخت تر
بود" __"ای کاش بازی شما کمی راحت تر بود"__"ای کاش بازی شما جھان آزاد بود"__"ای
کاش معماھای بازی شما بیشتر بود"__ "ای کاش وسائل متنوع تری در بازی شما وجود
داشت" __ "ای کاش در بازی شما سرعت کاراکتر بیشتر بود"__"ای کاش در بازی شما
پرش کاراکتر بلند تر بود" __ "ای کاش" __"ای کاش" __و باز ھم "ای کاش....".
سختی توانایی شنیدن این است که گاھی شما باید چیزی را بشنوید که گفته نمی شود!
بعضی وقت ھا لازم است نگاه و حرکات بدن را بشنوید.